بلاگ ←

بیوگرافی محمدرضا شجریان؛ زندگی‌نامهٔ کامل استاد آواز ایران

۱۴۰۵/۸/۷ · ورود سریع (تست)

بیوگرافی محمدرضا شجریان؛ زندگی‌نامهٔ کامل استاد آواز ایران

عکس واقعی محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، در حال خواندن آواز پشت میکروفن با چشمان بسته

محمدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ – ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان، خواننده، آهنگساز، آموزگار و خوشنویس ایرانی بود که با لقب‌های «استاد آواز ایران» و «خسروِ آواز ایران» شناخته می‌شود. بیوگرافی محمدرضا شجریان داستان پسری است از کوچه‌های مشهد که با تلاوت قرآن بزرگ شد و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی اصیل ایرانی در سدهٔ اخیر بدل گشت؛ صدایی که بسیاری از مردم ایران آن را نماد فرهنگ و هویت موسیقی این سرزمین می‌دانند و از آن در سراسر جهان با احترام یاد می‌شود. این زندگی‌نامه استاد آواز ایران را در چند بخش کاملاً مرور می‌کنیم: از کودکی و سال‌های نخست، تا دوران اوج، همکاران و شاگردان، جایزه‌های بین‌المللی، بیماری، درگذشت و میراثی که پس از او باقی ماند.

کودکی در مشهد؛ از دلِ قرآن تا نخستین آوازها

محمدرضا شجریان در اول مهرماه سال ۱۳۱۹ در مشهد به دنیا آمد. پدرش از قاریان و استادان قرآن کریم در مشهد بود و محیط خانه از همان آغاز با آواز معنوی تلاوت گره خورده بود. خودِ او در خاطراتش تعریف کرده که از پنج‌سالگی در خلوت کودکانه‌اش آواز می‌خواند و صدایش را با لحن طبیعی خودش می‌پروراند. از شش‌سالگی به دبستان رفت و یک سال بعد، آموزش تلاوت قرآن را نزد پدر آغاز کرد. در حدود نه‌سالگی تلاوت را به‌شکل جدی ادامه داد و کمی بعد در محافل و مراسم مختلف مشهد قرائت می‌کرد. نخستین اتفاق بزرگ زندگی هنری او در سال ۱۳۳۱ رخ داد؛ صدای تلاوت قرآنش برای اولین بار از رادیو خراسان پخش شد. در سال ۱۳۳۲ عنوان شاگرد ممتاز دانش‌آموزان مشهدی را به دست آورد، در دبیرستان شاهرضا ادامه تحصیل داد و در همان سال‌ها به فوتبال دبیرستانی هم علاقه‌مند بود؛ تا آنجا که در سال ۱۳۳۴ به تیم دانش‌آموزی استان راه یافت.

نوجوانی، دانشسرا و نخستین آشنایی با موسیقی

در سال ۱۳۳۶ شجریان به دانشسرای مقدماتی مشهد رفت و همان‌جا برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد. پیگیری جدی آواز باعث شد در سال ۱۳۳۸ علاوه بر قرائت قرآن، آوازهایی بدون ساز هم برای رادیو خراسان اجرا کند. پس از دریافت دیپلم دانشسرا، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس پرداخت؛ مدتی در دبستان خواجه نظام‌الملکِ رادکان از توابع چناران درس می‌داد و حتی مدیریت دبستان‌های مشهد را هم بر عهده داشت. در همین دوره با ساز سنتور آشنا شد و نواختن آن را نزد جلال اخباری فرا گرفت. اشتیاق او به این ساز آن‌قدر زیاد بود که در سال ۱۳۴۲ نخستین سنتورش را با چوب توت ساخت؛ نشانه‌ای روشن از روحیهٔ پژوهشگری و ساختن که تا پایان عمر با او ماند.

ازدواج و سال‌های پرتلاش در مشهد

شجریان در سال ۱۳۴۰ با فرخنده گل‌افشان ازدواج کرد؛ زندگی‌ای که نزدیک به سی سال ادامه یافت و ثمرهٔ آن چهار فرزند بود: فرزانه (راحله)، افسانه، مژگان و همایون. افسانه بعدها همسر آهنگساز نامدار پرویز مشکاتیان شد و همایون شجریان راه پدر را ادامه داد. در این سال‌ها شجریان هم معلمی می‌کرد، هم با سنتور و ردیف‌های آوازی کلنجار می‌رفت و هم صدایش کم‌کم از مرزهای مشهد بیرون می‌زد. محمدرضا شجریان تا پیش از سال ۱۳۵۰، به‌خاطر تمایل پدرش که خانواده را بیشتر با چهرهٔ قرآنی می‌شناختند، با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» با رادیو همکاری می‌کرد؛ پس از آن اجازه یافت از نام اصلی‌اش استفاده کند.

تهران؛ آغاز فصل تازهٔ زندگی هنری

آذر ماه ۱۳۴۶ شجریان به تهران منتقل شد و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادی، نوازندهٔ نامی سه‌تار، آشنا گشت. همزمان همکاری با رادیو ایران را شروع کرد؛ نخستین برنامهٔ ضبط‌شدهٔ او با عنوان «برگ سبز شمارهٔ ۲۱۶» جمعه‌شب پانزدهم آذر همان سال پخش شد. در این دوره در کلاس آواز اسماعیل مهرتاش حاضر می‌شد و برای آموختن خوشنویسی به انجمن خوش‌نویسان ایران نزد ابراهیم بوذری رفت. از سال ۱۳۴۷ خوشنویسی را نزد حسن میرخانی ادامه داد و در سال ۱۳۴۹ به درجهٔ ممتاز خوشنویسی رسید؛ مهارتی که تا پایان عمر در کنار موسیقی برایش ماندگار شد. در همین سال‌ها همکاری با برنامه‌های رادیو و تلویزیون ملی ایران گسترش یافت و صدای او در قالب «برگ سبز» و برنامه‌های گوناگون به گوش خانواده‌های ایرانی رسید.

استادانی که آواز شجریان را ساختند

زندگی‌نامهٔ محمدرضا شجریان بدون اشاره به استادانش کامل نیست، چون او همیشه خود را شاگردِ مدرسه‌ای کهن می‌دانست. مهم‌ترین استادان و راهنمایان او عبارت بودند از:

  • جلال اخباری؛ نخستین آموزش‌های سنتور
  • احمد عبادی؛ آشنایی با موسیقی دستگاهی و سه‌تار
  • اسماعیل مهرتاش؛ آواز و شیوهٔ اجرا در کلاس‌های شبانه
  • فرامرز پایور؛ از سال ۱۳۵۰، مشق سنتور و ردیف آوازی صبا
  • نورعلی‌خان برومند؛ از سال ۱۳۵۱، شیوهٔ آوازی حسین طاهرزاده
  • عبدالله دوامی؛ ردیف آوازی و شیوه‌های تصنیف‌خوانی
  • حسن میرخانی؛ خوشنویسی نستعلیق و رسیدن به درجهٔ ممتاز

این مجموعهٔ کم‌نظیر از آموزگاران، شجریان را از یک صدای خوب به یک «موسیقی‌دانِ کامل» تبدیل کرد؛ کسی که ردیف را عمیق می‌دانست، شعر را می‌شناخت و آگاهانه تصمیم می‌گرفت.

دههٔ پنجاه؛ مرکز حفظ و اشاعه، گل‌ها و جشن هنر شیراز

در سال ۱۳۵۲ شجریان به همراه جمعی از هنرمندان هم‌فکر مانند محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون و داوود گنجه‌ای به عضویت مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی سنتی به سرپرستی داریوش صفوت درآمد. در همان زمان تصنیف «داروَگ» را با آهنگ محمدرضا لطفی و شعری از نیما یوشیج اجرا کرد؛ از نخستین تصنیف‌های جدی‌ای که در آن از شعر نو فارسی در قالب موسیقی دستگاهی استفاده شد. در سال ۱۳۵۴ اجرای زندهٔ راست‌پنجگاه در جشن هنر شیراز به همراه لطفی و فرهنگ‌فر برگزار شد؛ دستگاهی که آن روزها به‌ندرت اجرا می‌شد و ضبط آن اجرا بعدها به یکی از آثار کلاسیک آواز ایران بدل شد. همکاری با برنامهٔ رادیویی «گل‌ها» و آشنایی با هوشنگ ابتهاج (سایه) نیز در همین سال‌ها مسیر هنری او را عمیق‌تر کرد. در سال ۱۳۵۶ در مسابقهٔ تلاوت قرآن سراسری رتبهٔ نخست را به دست آورد و در اول اسفند همان سال شرکت نشر موسیقی دل‌آواز را بنیان گذاشت؛ شرکتی که سال‌ها بعد میزبان بیشتر آثارش بود.

انقلاب، کانون چاووش و دعای ماندگارِ ربنا

با آغاز تحولات سال ۱۳۵۷، شجریان مانند بسیاری از هنرمندان همکاری با رادیو دولتی را کنار گذاشت. در همین دوره محمدرضا لطفی با حمایت هوشنگ ابتهاج «کانون چاووش» را بنیان گذاشت و شجریان در چند شماره از مجموعهٔ چاووش، از جمله چاووش ۲ به همراه شهرام ناظری، سرودهایی میهنی و انقلابی خواند؛ سرود «شب‌نورد» از نمونه‌های به‌یادماندنی این دوره است. آذر ۱۳۵۸ نیز در دانشگاه ملی، کنسرت گروه شیدا با آواز او برگزار شد که تصنیف «سپیده» (ایران ای سرای امید) با شعر ابتهاج و آهنگ لطفی از همان اجراست. اما ماندگارترین اتفاق این سال‌ها در سال ۱۳۵۸ رخ داد: شجریان دعای «ربنا» و «مناجات مثنوی افشاری» را به‌صورت بداهه و بدون تمرین خواند تا به هنرجویان آموزش دهد، اما رادیو همان اجرا را پخش کرد. ربنای او سی سال هر شبِ ماه رمضان از رادیو و تلویزیون پخش شد، بخشی از حافظهٔ صوتی میلیون‌ها ایرانی شد و بعدها به‌عنوان اثر ملی ثبت گردید.

عکس واقعی اجرای زندهٔ محمدرضا شجریان روی صحنهٔ کنسرت با پیراهن آبی سنتی

دههٔ شصت؛ بیداد و همکاری با پرویز مشکاتیان

فاصلهٔ سال‌های دههٔ ۱۳۶۰ دوران همکاری گستردهٔ شجریان با آهنگساز نابغه، پرویز مشکاتیان، و گروه عارف بود؛ همکاری‌ای که آلبوم‌های ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سرّ عشق (ماهور)، نوا، دستان، گنبد مینا، دود عود، جان عشاق و قاصدک را رقم زد. آلبوم «بیداد» به‌خاطر فضای اعتراضی و تأثیرپذیری از شرایط اجتماعی آن سال‌ها، به یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین آثار تاریخ موسیقی ایران تبدیل شد. در همین دهه شجریان به همراه گروه عارف کنسرت‌هایی در خارج از ایران اجرا کرد و صدای آواز اصیل ایرانی را به سالن‌های اروپا و آمریکا برد. تصنیف‌هایی چون «مرغ سحر» در روایت‌های او و قطعه‌های بی‌کلام و آوازی این آلبوم‌ها هنوز هم از پرشنیدنی‌ترین‌های موسیقی سنتی ایرانی‌اند.

دههٔ هفتاد؛ گروه آوا، پیام نسیم و همراهی با همایون

در سال ۱۳۷۰ شجریان با داریوش پیرنیاکان، مرتضی اعیان و جمشید عندلیبی تور کنسرت‌هایی در اروپا و آمریکا برگزار کرد که آلبوم‌های پیام نسیم، دل مجنون و سرو چمان حاصل آن اجراهاست. پس از جدایی از همسر نخست، در سال ۱۳۷۱ با کتایون خوانساری ازدواج کرد که ثمرهٔ آن پسرش رایان است (متولد ۱۳۷۶ در کانادا). در همین سال‌ها همکاری با «گروه آوا» آغاز شد که آلبوم آسمان عشق حاصل آن بود، و کنسرت پاریس به همراه محمدرضا لطفی و مجید خلج در قالب آلبوم «چشمهٔ نوش» منتشر شد. نکتهٔ مهم دههٔ هفتاد، آغاز همراهی رسمی با پسرش همایون شجریان است؛ نخستین اثر مشترکشان «یاد ایام» بود که ضبط کنسرت آمریکا در تابستان ۱۳۷۱ را در بر می‌گرفت و در سال ۱۳۷۴ منتشر شد. آلبوم‌های رسوای دل، در خیال (با مجید درخشانی)، معمای هستی، عشق داند و شب وصل نیز از آثار این دهه‌اند. در سال ۱۳۷۷ آلبوم «شب، سکوت، کویر» با آهنگ‌سازی کیهان کلهر و بر پایهٔ موسیقی مقامی شمال خراسان و با حضور حاج قربان سلیمانی منتشر شد؛ تجربه‌ای متفاوت و عمیق در پیوند آواز با ریشه‌های بومی.

دههٔ هشتاد؛ زمستان است، نامزدی گرمی و گروه شهناز

از سال ۱۳۷۹ همکاری چهارنفرهٔ شجریان با حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان شکل گرفت که یکی از درخشان‌ترین کنش‌های موسیقی ایرانی در عرصهٔ جهانی بود. نخستین حاصل، آلبوم «زمستان است» بود؛ اجرای زنده‌ای در کالیفرنیا بر اساس شعر مشهور «زمستان» مهدی اخوان ثالث. در سال ۱۳۸۱ دو آلبوم «بی تو به‌سر نمی‌شود» و «فریاد» منتشر شد که هر دو نامزد جایزهٔ گرمی شدند؛ رویدادی بی‌سابقه برای موسیقی سنتی ایران. زمستان ۱۳۸۲ همین چهار نفر برای کمک به زلزله‌زدگان بم در تهران کنسرت «هم‌نوا با بم» را برگزار کردند و شجریان درآمد آن را به پروژهٔ «باغ هنر بم» اختصاص داد؛ مجتمع فرهنگی‌ای که خودش بنیان گذاشته بود. پاییز ۱۳۸۴ نیز کنسرت دیگری برگزار شد که آلبوم‌های ساز خاموش و سرود مهر از آن است. در سال ۱۳۸۶ مادرش درگذشت و او در مراسم ختم، پس از سی سال، دوباره ربنای ماندگارش را خواند؛ همان سال گروه «شهناز» را به افتخار استاد جلیل شهناز بنیان گذاشت؛ گروهی با حضور مژگان شجریان و مجید درخشانی که در آن از سازهای ابداعی خودِ شجریان استفاده می‌شد. پس از انتخابات ۱۳۸۸ در نامه‌ای سرگشاده خواست آثارش از صداوسیما پخش نشود و تک‌آهنگ «زبان آتش» با شعر فریدون مشیری را در حمایت از معترضان منتشر کرد. سال ۱۳۸۹ هم تور جهانی گروه شهناز برگزار شد و کنسرت‌های دبی و لندن (پخش رسمی بی‌بی‌سی) از موفق‌ترین‌های آن بود.

شاعرانِ صدای شجریان

یکی از رازهای ماندگاری آواز شجریان، انتخاب هوشمندانهٔ شعر است. او علاوه بر دیوان شاعران کلاسیک مانند حافظ، سعدی، مولانا، عطار، باباطاهر و خیام، در بسیاری از کارهایش از شعر نو شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج بهره برد. اثری هم از گزیدهٔ رباعیات خیام با صدای او و رباعی‌خوانی احمد شاملو منتشر شده است. همین پیوند دو سویهٔ «شعر و آواز» باعث شد نسل‌های تازه با شعر فارسی از مسیر آواز شجریان آشنا شوند؛ ویژگی‌ای که او را از یک خواننده به یک میانجی فرهنگی بدل کرده است.

سازهای ابداعی و خوشنویسی نستعلیق

شجریان فقط خواننده نبود؛ او یک پژوهشگر و سازنده هم بود. در سال‌های پایانی فعالیتش چند ساز موسیقی طراحی و ابداع کرد که برخی از آن‌ها توان جایگزینی سازهای غربی مانند ویولون را در گروه‌های ایرانی داشتند و در کنسرت‌های گروه شهناز به کار گرفته شدند. او همچنین از خوشنویسان چیره‌دست خط نستعلیق بود؛ از سال ۱۳۴۶ نزد ابراهیم بوذری و از سال ۱۳۴۷ نزد حسن میرخانی خوشنویسی را دنبال کرد و در سال ۱۳۴۹ به درجهٔ ممتاز رسید. تابلوهای خوشنویسی او در نمایشگاه‌های متعددی عرضه شده و این وجه شخصیتی‌اش نشان می‌دهد آواز و قلم، هر دو، زبان‌های بیان او بودند.

عکس واقعی محمدرضا شجریان ایستاده پیش از تابلوی خوشنویسی با دست بر سینه

بیماری، درگذشت و آرامگاه در کنار فردوسی

هفتم شهریور ۱۳۹۴ شجریان در بیمارستان کسری تهران بستری شد و خبر عمل جراحی و مبارزه با سرطان او سرتیتر رسانه‌ها شد. در پیام ویدیویی نوروز ۱۳۹۵ با چهره‌ای دگرگون و موهای بسیار کوتاه حاضر شد و با آرامش گفت با «مهمانی پانزده‌ساله» زندگی می‌کند؛ اشاره‌ای شاعرانه به بیماری‌اش. چهار سال جنگید، اما سرانجام در هفدهم مهرماه ۱۳۹۹ در بیمارستان جم تهران در سن هشتادسالگی چشم از جهان فروبست. پیکر او پس از تشییعی باشکوه در مشهد، در محوطهٔ آرامگاه فردوسی در توس به خاک سپرده شد؛ انتخابی نمادین که نام پدر شعر پارسی و استاد آواز ایران را برای همیشه در کنار هم نشاند. خبر درگذشتش غریبی ملی آورد و رسانه‌های جهان نیز به احترامش ایستادند.

جایزه‌ها و افتخارات بین‌المللی

شجریان در طول عمر هنری‌اش افتخارات فراوانی کسب کرد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

  • جایزهٔ پیکاسو یونسکو (سال ۱۳۷۸)؛ نشان افتخاری برای یک عمر فعالیت هنری
  • جایزهٔ موسیقی آقاخان (خداوندگار موسیقی)؛ از بنیاد آقاخان برای ترویج موسیقی اصیل
  • دو نامزدی جایزهٔ گرمی؛ برای آلبوم‌های بی تو به‌سر نمی‌شود و فریاد
  • ثبت دعای ربنا به‌عنوان اثر ملی در فهرست میراث معنوی کشور
  • لقب افسانهٔ موسیقی شرق از سوی روزنامهٔ گلوب اند میل کانادا پس از کنسرت ونکوور

او همچنین رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی ایران بود و در انجمن‌های موسیقی کشور نقش مؤثر داشت. امروز هم خیابان‌ها و تالارهای هنری متعددی در ایران به نام «شجریان» نام‌گذاری شده‌اند و تندیس یادبود او در چند شهر نصب شده است.

شاگردان و میراث استاد آواز ایران

شجریان تنها صدا را نه، بلکه مکتب را منتقل کرد. از شاگردان شناخته‌شدهٔ او می‌توان به ایرج بسطامی، مظفر شفیعی، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهاندار، بیژن کامکار، سینا سرلک، وحید تاج و در رأس همه، فرزندش همایون شجریان اشاره کرد. همایون با حفظ ردیف و شیوهٔ پدر، مسیر شخصی خودش را رفت و همراه پدرش در ده‌ها آلبوم و کنسرت درخشید. پرونده‌های موسیقی اصیل ایرانی در پلتفرم‌های شنیداری امروز نیز پر از آثار اوست؛ کافی است فهرست هنرمندان حوزهٔ آواز سنتی ایرانی را ببینید تا بفهمید وزن حضور او چقدر سنگین است. شرکت دل‌آواز هم که خودش بنیان گذاشته بود، آرشیو آثارش را به‌شکلی متمرکز نگه می‌دارد و نسخه‌های اصلاح‌شدهٔ آلبوم‌های قدیمی را بازنشر می‌کند.

آثار ماندگار؛ آلبوم‌هایی که باید شنید

اگر بخواهیم گزیدهٔ مهم‌ترین آلبوم‌های زندگی‌نامهٔ هنری شجریان را نام ببریم، این فهرست راهگشاست:

  • بیداد (با پرویز مشکاتیان)؛ اوج تصنیف‌خوانی اعتراضی
  • آستان جانان و سرّ عشق؛ آثار مذهبی و عاشقانهٔ ماندگار
  • نوا و دستان؛ پیوند بداهه‌ی آواز با آهنگ‌سازی نو
  • پیام نسیم، دل مجنون و سرو چمان؛ حاصل کنسرت‌های اروپا و آمریکا
  • چشمهٔ نوش؛ اجرای زندهٔ پاریس با محمدرضا لطفی
  • یاد ایام؛ نخستین اثر مشترک با همایون شجریان
  • شب، سکوت، کویر؛ گفت‌وگو با موسیقی مقامی خراسان
  • زمستان است؛ شعر اخوان ثالث در اجرایی تاریخی
  • بی تو به‌سر نمی‌شود و فریاد؛ دو نامزد گرمی
  • هم‌نوا با بم؛ کنسرت خیریه برای زلزله‌زدگان
  • غوغای عشق‌بازان و رندان مست؛ آثار دورهٔ گروه آوا
  • مرغ خوش‌خوان؛ از آخرین آثار صوتی منتشرشده

پرسش‌های پرتکرار دربارهٔ استاد آواز ایران

شجریان در چه سالی متولد شد و چه زمانی درگذشت؟

او در اول مهر ۱۳۱۹ در مشهد به دنیا آمد و در هفدهم مهر ۱۳۹۹ در تهران درگذشت؛ ۸۰ سال زندگی کرد و بیشتر این عمر را وقف آواز و قرآن کرد.

آرامگاه محمدرضا شجریان کجاست؟

پیکر او در محوطهٔ آرامگاه فردوسی در توسِ خراسان رضوی، کنار مزار حکیم ابوالقاسم فردوسی، به خاک سپرده شده است.

آیا شجریان جایزهٔ گرمی برد؟

او برندهٔ گرمی نشد، اما دو آلبوم «بی تو به‌سر نمی‌شود» و «فریاد» نامزد جایزهٔ گرمی شدند؛ موفقیتی کم‌نظیر برای موسیقی سنتی ایران. او جایزهٔ پیکاسوی یونسکو و جایزهٔ موسیقی آقاخان را هم دریافت کرد.

چرا دعای ربنای شجریان این‌قدر معروف است؟

چون با صدای بی‌تکلف و بداههٔ او ضبط شد، سی سال متوالی در شب‌های ماه رمضان از رادیو و تلویزیون پخش شد و به بخشی از حافظهٔ جمعی ایرانیان تبدیل گشت؛ بعدها هم به‌عنوان اثر ملی ثبت شد.

چرا او را «سیاوش بیدگانی» هم می‌شناسند؟

تا سال ۱۳۵۰، به خواست پدرش که خانواده را با چهرهٔ قرآنی می‌شناخت، آثار رادیویی‌اش با این نام مستعار منتشر می‌شد و پس از آن اجازه یافت از نام اصلی استفاده کند.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

شرح حال بالا با گردآوری و تطبیق اطلاعات از چند منبع معتبر نوشته شده است؛ برای مطالعهٔ عمیق‌تر دربارهٔ زندگی و آثار استاد آواز ایران، صفحهٔ محمدرضا شجریان در ویکی‌پدیای فارسی، مدخل Mohammad Reza Shajarian در دانشنامهٔ بریتانیکا و نسخهٔ انگلیسی ویکی‌پدیا منابع خوبی هستند. برای شنیدن نمونه‌های آواز سنتی ایرانی نیز می‌توانید بلاگ ساندیسی را دنبال کنید و از فهرست هنرمندان ایرانی مسیر شنیدن را ادامه دهید.

عکس‌های این نوشته تصاویر واقعی استاد محمدرضا شجریان هستند؛ عکس پرتره از گاردین، عکس اجرا از دیلی‌صباح و عکس پایانی از خبرگزاری ایرنا است.

زمان مطالعه: حدود ۱۴ دقیقه

شنیدن موسیقی در ساندیسی

نقشهٔ سایت — فهرست همهٔ آهنگ‌ها و هنرمندان