بیوگرافی غلامحسین بنان؛ زندگینامهٔ کامل استاد آواز ایران
اگر از دوستداران موسیقی سنتی ایران بپرسید کدام صدا را «نجیبترین» صدای آواز ایرانی میدانند، احتمالاً نام غلامحسین بنان در میان نخستین پاسخها خواهد بود؛ صدایی که بیش از دو دهه از رادیو تهران به خانههای مردم جاری بود و تصنیفهایی چون «الهه ناز»، «بهار دلنشین» و سرود ماندگار «ای ایران» را برای همیشه به نام خود ثبت کرد. بنان نخستین خوانندهٔ نسل خود بود که با نت و خط بینالمللی موسیقی آشنا شد و همین آشنایی، اجرای او را از بسیاری از همعصرانش متمایز کرد. او در مهمترین برنامههای رادیویی تاریخ موسیقی ایران — گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز — حضور داشت و حدود ۳۵۰ اثر از صدای او بر جای مانده است.
در این نوشته زندگینامهٔ کامل غلامحسین بنان را از تولد در محلهٔ قلهک تهران تا سالهای پایانی عمر و آرامگاهش در امامزاده طاهر کرج مرور میکنیم؛ از خانوادهٔ قاجاری و اهل هنرش، سالهای کارمندی در اهواز، همکاری با روحالله خالقی و ابوالحسن صبا، تصادف تلخ سال ۱۳۳۶ که چشم راست او را گرفت، تا دو ازدواجش و یادبودهایی که پس از درگذشتش برایش برگزار شد. اطلاعات این مقاله از چند منبع معتبر — از جمله ویکیپدیای فارسی و انگلیسی، خبرگزاریهای رسمی و بیبیسی فارسی — گردآوری و یکجا آمده است.
کودکی و خانواده؛ به دنیا آمدن در خانهای که موسیقی در آن جاری بود
غلامحسین بنان در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۲۹۰ خورشیدی در محلهٔ قلهک تهران به دنیا آمد. دربارهٔ روز دقیق تولد او میان منابع اختلاف جزئی وجود دارد و برخی نشریات ۱۵ اردیبهشت را نوشتهاند؛ اما پانوشت ویکیپدیای فارسی با استناد به گفتههای پریدخت آور — همسر بنان — که آن را از پژوهشگر موسیقی حسینعلی ملاح نقل کرده، تاریخ ۱۰ اردیبهشت را معتبرتر میداند. ویکیپدیای انگلیسی نیز تولد او را در ماه مهٔ ۱۹۱۱ ثبت کرده است.
خانوادهٔ بنان خانوادهای اشرافی و خوشنام بود که ریشه در دربار قاجار داشت. پدرش کریمخان بنانالدوله نوری از نوادگان محمدشاه قاجار و مردی دوستدار موسیقی سنتی بود که خودش تار مینواخت و آواز میخواند. مادرش شرفالسلطنه دختر محمدتقی میرزا رکنالدوله، برادر ناصرالدینشاه قاجار، بود و پیانو را خوب مینواخت. موسیقی در این خانه تنها به پدر و مادر محدود نمیشد؛ خالهٔ بنان نی مینواخت و خواهرانش نزد مرتضی نیداوود تار آموختند. بعدها سودابه تاجبخش، خوانندهٔ اپرا، خواهرزادهٔ او شد. چنین خانهای برای کودکی که قرار بود آوازش نسلها را همراهی کند، بهترین پرورشگاه ممکن بود.
بنان از ششسالگی به تشویق نیداوود — که دوست خانواده بود — آموزش خوانندگی و نوازندگی پیانو و ارگ را آغاز کرد و در این راه بیش از همه از راهنمایی مادرش بهره گرفت. او در یازدهسالگی آواز ایران را نزد خود مرتضی نیداوود، یکی از بزرگترین آوازآموزان تاریخ موسیقی ایران، آغاز کرد و در ادامه نزد میرزا طاهر ضیاءالذاکرین رثایی و ناصر سیف پرورش یافت. علینقی وزیری، پدر موسیقی نوین ایران، هم او را به روحالله خالقی معرفی کرد؛ آشناییای که سرنوشت هنری بنان را تغییر داد. نکتهٔ مهم دیگر آنکه بنان نخستین خوانندهٔ ایرانی بود که با نتنویسی بینالمللی آشنا شد و میتوانست آثار خود را با خط موسیقی جهانی بخواند و بنویسد؛ امتیازی که اجراهای او را دقیق و کمنقص کرده بود. جنس صدایش را بیشتر منابع تنور و برخی باریتون توصیف کردهاند؛ صدایی گرم با زیر و بمهایی روشن و تحریرهایی که به گفتهٔ همعصرانش مخصوص خود او بود.
جوانی در اهواز و شروعی که خصوصی ماند
باور بسیاری این است که بنان از همان نوجوانی روی صحنه یا رادیو رفته است، اما زندگینامهٔ او مسیر متفاوتی را نشان میدهد. به گفتهٔ خود بنان، فعالیت هنریاش را از سال ۱۳۰۶ — یعنی حدود شانزدهسالگی — آغاز کرد، اما تا سالها فقط در جلسات خصوصی و در محفل دوستان و آشنایان آواز میخواند. او هنوز آمادهٔ ورود به دنیای حرفهایها نبود و همین تمرینهای آرام و بیهیاهو، پایههای آوازی او را استوار کرد.
سالهای میانهٔ جوانی بنان به خوزستان گذشت. او از سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۱ در خیابان سیمتری اهواز زندگی میکرد و در همان سالها کارمند ادارهٔ ایرانبار اهواز بود؛ دور از پایتخت و دور از محافل موسیقی. با این حال، همین سالها به او تجربهٔ زندگی و بلوغ داد و وقتی اوایل شهریور ۱۳۲۱ به تهران بازگشت، دیگر صدایش آمادهٔ شنیدهشدن بود. این بخش از زندگی بنان را کمتر کسی میداند و همین کمگویی او دربارهٔ خود، بخشی از شخصیت نجیب و محتاطش بود.
رادیو تهران؛ صدایی که خیلی زود خانهنشینِ همه شد
نقطهٔ عطف زندگی حرفهای بنان، اواخر شهریور ۱۳۲۱ بود؛ زمانی که وارد رادیو تهران شد و با همکاری هنرمندانی چون روحالله خالقی، صدایش برای اولین بار از دکل فرستنده به کوچهوخیابانهای ایران رسید. دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. او به ارکستر انجمن موسیقی ملی پیوست — به دعوت و حمایت خالقی — و همزمان با ارکستر شمارهٔ یک رادیو نیز همکاری داشت. ویکیپدیای انگلیسی حضور او در ارکستر پیانیست جواد معروفی را بهعنوان خوانندهٔ اصلی نیز ثبت کرده است.
آبراهی و اعتباری که بنان در این سالها پیدا کرد، فقط به خوانندگی ختم نمیشد. در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد خود روحالله خالقی به ادارهٔ کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و سمت «استاد آواز هنرستان موسیقی ملی» را بر عهده گرفت؛ یعنی همان جایی که نسل بعدی آوازخوانهای ایران قرار بود زیر نظر استادانی از جنس بنان تربیت شوند. دو سال بعد، در سال ۱۳۳۴، رئیس شورای موسیقی رادیو شد و در سیاستگذاری برنامههای موسیقایی رادیو نقش مستقیم پیدا کرد. او همچنین سالها در کنار ادیب خوانساری، یکی از اجراکنندگان اصلی آثار ابوالحسن صبا و مرتضی محجوبی بود و در مرکبخوانی — پیوند دادن چند آواز و قطعه در یک اجرا — و تلفیق شعر و موسیقی مهارتی کمنظیر داشت.
گلها؛ وقتی رادیو به مدرسهٔ موسیقی ایران بدل شد
اگر بخواهیم مهمترین بخش کارنامهٔ بنان را نام ببریم، باید از سه برنامهٔ رادیویی «گلهای جاویدان»، «گلهای رنگارنگ» و «برگ سبز» حرف بزنیم؛ برنامههایی که از دههٔ ۱۳۲۰ به ابتکار داود پیرنیا شکل گرفتند و رادیو را به مدرسهٔ بزرگ موسیقی ایران تبدیل کردند. بنان از همان آغاز این برنامهها — به دعوت خود پیرنیا — با آنها همکاری داشت و در طول سالها، دهها شماره از این برنامهها با صدای او پخش شد؛ از گلهای جاویدان در دستگاههای شور، سهگاه، همایون، ابوعطا، ماهور و چهارگاه تا گلهای رنگارنگ در دشتی، افشاری، اصفهان و بیات ترک.
زیبایی این اجراها تنها به صدای بنان نبود؛ نوازندگانی که کنار او مینشستند، ستارههای موسیقی ایران بودند: روحالله خالقی و علی تجویدی و پرویز یاحقی و مهدی خالدی و حبیبالله بدیعی با ویولن، ابوالحسن صبا و جلیل شهناز و لطفالله مجد و فرهنگ شریف با تار، مرتضی محجوبی و جواد معروفی با پیانو، احمد عبادی با سهتار، حسین تهرانی با تنبک، رضا ورزنده با سنتور و حسن کسایی با نی. یکی از ماندگارترین اجراهای بنان، گلهای رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۷ ب است؛ آواز دیلمان با شعر سعدی به مطلع «چنان در قید مهرت پایبندم» که تصنیف مشهور «کاروان» در دلش جای دارد. در مجموع نزدیک به ۳۵۰ اثر از صدای بنان ثبت شده که بخش بزرگی از آنها امروز در مجموعههایی مانند «شاخهٔ گل»، «ترانههای بنان» و «آشنایی با شیوهٔ آواز بنان» منتشر شدهاند.
آثار ماندگار؛ از «ای ایران» تا «کاروان»
نام بنان با چند اثر گره خورده که هرکدام خودشان تاریخاند. مهمترین آنها سرود ملیحماسی «ای ایران» است؛ سرودی که در سال ۱۳۲۴ با شعر حسین گلگلاب و آهنگ روحالله خالقی ساخته شد و نخستین بار با صدای خود بنان اجرا و ضبط شد. این سرود در مایهٔ دشتی است و دهههاست در مواقع احساسات ملی، از رادیو تا ورزشگاهها، صدای بنان را زنده نگه داشته است.
در کنار آن، تصنیفهایی که با بنان جاودانه شدند را باید چنین فهرست کرد: «الهه ناز» در مایهٔ دشتی (آهنگ روحالله خالقی و اکبر محسنی با شعر کریم فکور) که نمونهٔ درخشان پیوند آواز سنتی با نغمههای مدرن است؛ «بهار دلنشین» در آواز اصفهان که اجرای آن همچنان مرجع آوازآموزان است؛ «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» در مایهٔ بوسلیک؛ «بوی جوی مولیان» در آواز اصفهان؛ تصنیف «توشهٔ عمر» در دستگاه همایون؛ «آذربایجان» در دستگاه شور؛ و آثار دیگری چون «یار رمیده»، «میناب»، «خاموش»، «مرا عاشقی شیدا»، «من از روز ازل»، «نوای نی» و «گریه کن». در آوازهای مفصل هم سه اجرای بنان ضربالمثل شده است: آواز ماهور با غزل سعدی به مطلع «همه عمر برندارم سر از این خمار مستی»، آواز دیلمان با مطلع «چنان در قید مهرت پایبندم» و آواز اصفهان بر غزل «آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود».
جالب است بدانید خود بنان کدام آثارش را برتر میدانست. به نقل از همسرش، او «حالا چرا» و «کاروان» را بهترین اجراهای خود میدانست و دربارهٔ «کاروان» میگفت: «کاروان را برای بعد از مرگم خواندهام.» در واپسین سالهای عمر هم دلبستگی عجیبی به ترانهٔ «رؤیای هستی» پیدا کرده بود؛ تا جایی که با شنیدن همین آهنگ اشک میریخت.
یک تجربهٔ سینمایی فراموششده
شاید بدانید که بنان مدتی هم فن بازیگری آموخت؟ در سال ۱۳۲۷ او در فیلم «طوفان زندگی» به کارگردانی مشترک علی دریابیگی و اسماعیل کوشان بازی کرد؛ فیلمی که داستانش در انجمن موسیقی ملی میگذشت و به همین دلیل حضور بنان در آن طبیعی جلوه میکرد. در این فیلم بنان دو ترانه از ترانههای معروفش را بهطور زنده اجرا میکند. این تنها تجربهٔ سینمایی او بود و هرچند فیلم آنقدرها ماندگار نشد، سند تاریخی جالبی است از دورانی که هنرمندان موسیقی به دنیای نوبنیاد سینمای ایران هم سرک میکشیدند.
شب ۲۷ دی ۱۳۳۶؛ تصادفی که چشم راست بنان را گرفت
یکی از تلخترین رویدادهای زندگی بنان، شامگاه ۲۷ دی ۱۳۳۶ رخ داد. او پس از پایان یک مهمانی، با خودروی شخصی و به همراه دو تن از دوستانش در راه بازگشت به خانه، در جادهٔ کرج و در حوالی کاروانسرای سنگی بود که ناگهان تانکر نفتکشی که چراغ ایمنی عقب نداشت و گلولای همهٔ بدنهاش را پوشانده بود، در تاریکی شب مقابل خودرویش ظاهر شد. تصادف بسیار شدید بود و بنان از ناحیهٔ صورت و چشمها آسیب جدی دید. پسرش بیژن که همراهش بود نیز صدماتی برداشت که البته بهبود یافت. بر اثر همین سانحه، بنان بینایی چشم راست خود را از دست داد و از آن پس همیشه با عینک دودی دیده شد؛ عینکی که به بخشی از چهرهٔ آشنای او بدل شد و در پرترههای سالهای پایانی عمرش کاملاً به چشم میآید.
خبر این تصادف در روزنامهها و مجلات منتشر شد و مردم چنان به بیمارستان هجوم آوردند که نظم بیمارستان به هم خورد؛ مسئولان دفتری در سالن انتظار گذاشتند تا کسانی که موفق به عیادت نمیشدند، دستکم جملهای ابراز همدردی بنویسند. این موج محبت، جایگاه بنان در دل مردم را بهخوبی نشان میداد. او برای معالجه به خارج از کشور سفر کرد و پس از بازگشت، رویهٔ هنری خود را بازبینی کرد و گفت: «من از این پس کوشش میکنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوارکننده است. من جداً از ادامهٔ شیوهٔ قدیم که شباهت به مرثیهخوانی دارد خسته شدهام؛ البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند.» همانطور که از اجراهای پس از تصادف برمیآید، او به این پیمان تا حد زیادی وفادار ماند.
زندگی شخصی؛ دو ازدواج، دو فرزند و خانهای رو به دماوند
بنان در زندگی شخصی دو بار ازدواج کرد. همسر اول او مریم وزیری، خواهر کلنل علینقی وزیری — بنیانگذار هنرستان موسیقی ملی — بود. حاصل این ازدواج دو فرزند شد: دختری به نام گیتی و پسری به نام بیژن؛ همان بیژنی که در تصادف ۱۳۳۶ همراه پدر بود. پس از درگذشت همسر اول، بنان در نهم بهمن ۱۳۴۴ با پریدخت آور ازدواج کرد؛ زنی که تا پایان عمر همراه او بود و بعدها در نگارش کتاب خاطرات و زندگینامهٔ همسرش نقش کلیدی ایفا کرد.
از سال ۱۳۵۴ بنان با خانوادهاش در خانهای دوبطبقه در نیاوران، بلندیهای جمالآباد، نبش کوچهٔ مینا زندگی میکرد؛ خانهای که ایوانش رو به بلندیهای دماوند بود. متأسفانه این خانهٔ تاریخی در دوم آبان ۱۳۹۲ — سالها پس از درگذشت بنان — تخریب شد و میراثداران فرهنگی آن روزگار، از جمله محمد بهشتی مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی، این تخریب را از دست دادن بخشی از حافظهٔ تهران دانستند. امروز نشانی خانهٔ بنان فقط در عکسها و خاطرهها باقی مانده است.
سالهای پایانی و درگذشت
سالهای آخر عمر بنان با بیماری همراه بود؛ او مدتها از رنج دستگاه گوارش و افسردگی رنج میبرد و کمتر از گذشته در برنامهها حاضر میشد. سرانجام در غروب پنجشنبه هشتم اسفند ۱۳۶۴ — برابر با ۲۷ فوریهٔ ۱۹۸۶ — پس از اذان مغرب، در بیمارستان ایرانمهر قلهک، در همان محلهای که در آن به دنیا آمده بود، چشم از جهان فروبست؛ در سن ۷۴ سالگی.
بنان در وصیتش خواسته بود در گورستان ظهیرالدوله — آرامگاه شمار زیادی از بزرگان موسیقی و هنر ایران — به خاک سپرده شود، اما سرانجام در دهم اسفند ۱۳۶۴ در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد؛ همانجا که آرامگاه دلکش، بانوی آواز ایران، نیز در چند قدمی اوست. خبر درگذشتش پیامهای تسلیت فراوانی به همراه داشت؛ از مرکز سرود و آهنگهای انقلابی وزارت ارشاد و دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران تا هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هنگامه اخوان، کاوه دیلمی، کامکاران، ابوالحسن ورزی، تورج نگهبان، جمشید مشایخی و عماد رام. سنگ مزار بنان از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۸۹ بدون تغییر مانده بود و در سال ۱۳۸۹ همزمان با بازسازی امامزاده طاهر کرج، سنگ کنونی بر آن نشست.
میراث؛ چرا بنان هنوز «استادِ استادها»ست
دو دهه پس از درگذشت بنان، بیبیسی فارسی در گزارشی به قلم محمود خوشنام، او را یکی از بزرگترین صداهای تاریخ موسیقی ایران توصیف کرد و یادآور شد که یادش هنوز در میان دوستداران آواز سنتی زنده است. این زندهماندن اتفاقی نیست؛ بنان الگوی فنی آواز ایرانی را در مدرسهٔ وزیری-خالقی به کمال رساند و بسیاری او را بهترین اجراکنندهٔ این سبک میدانند. محمدرضا شجریان — بزرگترین آوازخوان نسل بعد — همیشه از بنان با احترام یاد میکرد و در مراسم چهلم او برنامهٔ سوگوارهای با عنوان «در سوگ بنان» اجرا کرد.
یادبودهای بنان پس از مرگش هم ادامه پیدا کرد: برنامهٔ «یاد یار مهربان» با صدای کاوهٔ دیلمی، اشعاری از فریدون مشیری و آهنگی از فرهاد فخرالدینی برگزار شد و کتاب «از نور تا نوا؛ غلامحسین بنان استاد آواز ایران» به کوشش داریوش صبور و با همت پریدخت بنان، مجموعهای از عکسها، زندگینامه و خاطرات استاد را گرد آورد. امروز مجموعههای «شاخهٔ گل» (انتشار ایرانصدا)، «ترانههای بنان» (انتشارات ماهور) و آلبومهای «آشنایی با شیوهٔ آواز استاد غلامحسین بنان» (انتشارات چهارباغ — که بخشی از آن اجراهای خصوصی و ناشنیدهٔ اوست) در دسترس دوستداران آواز است. اگر این نوشته را تا اینجا خواندهاید، پیشنهاد میکنیم بیوگرافی محمدرضا شجریان، بیوگرافی دلکش، بیوگرافی پرویز مشکاتیان، بیوگرافی ویگن و بیوگرافی یاس را هم در بلاگ ساندیسی بخوانید تا پازل صداهای ماندگار ایران کامل شود؛ فهرست کاملتر هم در صفحهٔ فهرست هنرمندان ایرانی در دسترس است.
عکس کاور این نوشته، پرترهٔ واقعی غلامحسین بنان است که از ویکیمدیا (آرشیو آزاد ویکیپدیا) گرفته شده و برای نخستین بار همراه این زندگینامه منتشر میشود. برای مطالعهٔ بیشتر میتوانید صفحهٔ غلامحسین بنان در ویکیپدیای فارسی، نسخهٔ انگلیسی ویکیپدیا و گزارش بیبیسی فارسی به مناسبت بیستسالگی درگذشت او را ببینید.
زمان مطالعه: حدود ۱۳ دقیقه
