آتنا
آتنا (یونانی باستان: Ἀθηνᾶ) در دین و اسطورهشناسی یونان باستان، یکی از مهمترین ایزدبانوان یونانی و از ایزدان المپی بود. او با خرد، تدبیر، جنگِ سنجیده، صنایع دستی و فنون گوناگون پیوند داشت و بهویژه ایزدبانوی نگهبان آتن و دیگر شهرها و جوامع یونانی بود. آتنا در هنر یونانی معمولاً به صورت ایزدبانویی جنگاور و با کلاهخود، نیزه، سپر و زره به تصویر کشیده میشد و اِگِیس نیز از مهمترین ویژگیهای تصویری او بود. جغد، درخت زیتون و سر گورگون از نمادهای مهم مرتبط با او بودند. آتنا ارتباطی ویژه با شهر آتن داشت و پارتنون، معبد بزرگ واقع در آکروپولیس، به او اختصاص یافته بود. مهمترین جشن آیینی او در آتن، پانآتنایا بود که هر سال برگزار میشد و در شکل بزرگتر خود، هر چهار سال یکبار، شامل آیینهای مذهبی، مسابقات ورزشی و موسیقایی و تقدیم جامهای آیینی به آتنا بود. در اسطورهٔ تولد آتنا، او دختر زئوس و متیس، ایزدبانوی خرد و تدبیر، بود. پس از آنکه زئوس متیس را بلعید، آتنا به صورت کاملجنگافزار از سر زئوس زاده شد. این روایت یکی از ویژگیهای متمایز آتنا در اسطورهشناسی یونان است و تولد او را بدون نقش یک مادر در فرایند زایش نشان میدهد. بر پایهٔ یکی از افسانههای بنیانگذاری آتن، آتنا و پوزئیدون برای به دست آوردن سرپرستی شهر با یکدیگر رقابت کردند. هر یک هدیهای به شهر عرضه کرد: پوزئیدون با ضربهٔ سهشاخهٔ خود چشمهای از آب شور پدید آورد و آتنا درخت زیتون را پدید آورد. در روایتهای مختلف، داور این رقابت زئوس، ککروپس یا مردم آتن معرفی شدهاند؛ در نهایت هدیهٔ آتنا پذیرفته شد و او ایزدبانوی نگهبان شهر شد. آتنا در اسطورههای قهرمانان یونانی نیز بارها به یاری قهرمانانی مانند پرسئوس، هراکلس، بلروفون و اودیسئوس میشتابد. در حماسههای هومری، بهویژه در ایلیاد و اودیسه، او از مهمترین حامیان قهرمانان یونانی است و در اودیسه نقشی اساسی در حمایت از اودیسئوس و بازگشت او به ایتاکا دارد. در ادبیات رومی، اووید نیز چندین داستان مرتبط با آتنا، که او را با مینروا همانند میکند، روایت کرده است. از مشهورترین آنها داستان آراخنه، بافندهای ماهر است که آتنا را به مسابقهٔ بافندگی فرا میخواند و سرانجام به عنکبوت تبدیل میشود. اووید همچنین داستان مدوسا را نقل میکند که در آن، پس از تعرض پوزئیدون به مدوسا در پرستشگاه آتنا، آتنا موهای او را به مار تبدیل میکند. در دورههای متأخر، آتنا و ویژگیهای منسوب به او در هنر و اندیشهٔ اروپایی دوباره مورد توجه قرار گرفتند. در دورهٔ رنسانس، او در کنار مینروا به یکی از چهرههای مهم بازنمایی خرد، فضیلت، دانش و هنرهای فکری و دستی در هنر و ادبیات کلاسیکگرا تبدیل شد. ارتباط او با مفهوم دموکراسی نیز تا حد زیادی از پیوند دیرینهٔ او با آتن و هویت سیاسی این شهر سرچشمه میگرفت، اما نباید او را به معنای دقیق کلمه «نماد جهانی دموکراسی» در سراسر تاریخ دانست.